پاناسیا به قلم عاطفه امیرانی
پارت صد و سی و هفتم :
شصت. آخرین خورشید پیدا !
ده.
حیان بیمقدمه گفت:
-پاشو بریم، منتظرمونن.
آسمان با اخم شیطنتآمیزی پرسید:
-کی؟!
حیان همانطور که راه میافتاد، سرسری جواب داد:
-ماما و الینارز توی ماشین منتظرن. باید بریم پیش بابات.
و بدون لحظهای مکث، مسیرش را ادامه داد.
آسمان پرسید؛
-کجا؟!
به آخری پله ها رسیدند و
مطالعهی این پارت کمتر از ۴۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
مریم
1عاطفه جان رمانتان بسیار بسیار عالی وزیبا ورمانتیک بود با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما عزیز دوست داشتنی .
۳ ماه پیشمهدیه
1عالیییییییی بودد خیلییییی عالییی امیدوارم این رمان که قراره به زوری کتاب بشه کلی فروش بره و همه از خوندنش لذت ببرن🥹🎀💘 من که مردم براششششش:))))(✨️
۷ ماه پیشزهرا
1عالی خسته نباشی خانم نویسنده عزیز قلمت مانا و همچنان بدرخشی😘😘😘🙏🙏🙏
۱ سال پیشم
1عالی بود،تشکر از خانم امیرانی ،چرا دانیال هیچی نگفت به الینارز،چرااینقدر ناامید بود،من مطمئنم اونم عاشق دانیال بود وبرمی گرده ولی خیلی خوب میشد اگه دانیال می گفت والینارز میگفت بخاطرش بر می گرده
۱ سال پیشاسما
1رمان عالیی بود بعضی جاها آدم گریش میگیره واقعا عالیه اگه کسی که رمان های خیلی احساسی و عاشقانه رو دوست داره این رمان رو باید بخونه امیدوارم باز هم همچین رمان های بنویسی
۲ سال پیش
عاطفه امیرانی | نویسنده رمان
خیلیییی ممنونم ازت خوشگلم که همراهم بودی و بهم انرژی دادی و انگیزه و کلی حال خوب❤️
۲ سال پیشیاس کبود
1امیدوارم همه ی حیان قسمتشون بشه، چه اسمای جذابی برای شخصیتا گذاشته بودین به شخصه خیلی برام متفاوت و جذاب بود ، خیلی دل نشین بود لامصب🥺❤
۲ سال پیشیاس کبود
2خیلی خیلی رمان جذاب و نفس گیری بود ، بشدت متفاوت و جدید و خیلی عالی بود فقط میتونم از همه دعوت کنم ک پاناسیا رو حتما بخونن ، وای خدا اینقد جذاب اخه💋 رمان قوی، حساب شدع بود کلمه به کلمش اصن محشر فوق العادع بود ،خسته نباشی نویسنده ی قشنگم، لطفا جلد دومم بذار دلم بشدت تنگ میشه ،حک شد تو قلبم تا ابد
۲ سال پیشMahdiyeh
4اعتقادات شخصیت های رمانت خیلی قشنگیه عاطفه قشنگم💚این رمان نشون داد چه ایران باشی یا *** اگه بخوای پایبند دینت باشی و به حرف خدات گوش کنی فرقی نمیکنه 🌱💚
۲ سال پیشMahdiyeh
4عاطفه جون رمانات پراز حس بودن خداست ،اینکه با همه خوشی ،غم،پستی و بلندی ها از یاد خدا غافل نشی و نیایش و شکرش رو کنی اینکه به حرف خدا گوش کنی چون خدا بنده حرف گوش کنش رو بیشتر دوسداره🥲 من با پاناسیا عاشق عشق *** حسن و نرجس خاتون شدم
۲ سال پیشMahdiyeh
4امان از این شماره های معکوس که عین ناقوس مرگ بود برام😭😭پاناسیای قشنگم یه ساله دارم باهاش زندگی میکنم 💔 ولی این آقا سهیل گل عزب اوغلی موندا😅 خداحافظی دانیال و الینا🥺 قدم غیر اختیاری حیان طرفشون وای من مردم برا این حرکتش 🌚وحرف آسمان آروم باش قلب من 🥲🌱 از حیان ،به آخرین جان حیان🌱
۲ سال پیشآسمان
4خیلی شیرین بود این رمان🥺 ممنون بانو قلمت پایدار 🙏
۲ سال پیشکاظمی
2خیلییییییی عالی بود موفق وسر بلند باشید
۲ سال پیشفاطمه ❤️
5خیلی پایان زیبایی داشت اصلأ الان بغض دارم دیگه آسمان و حیان و الینارز رو ندارم داستانشون تموم شد😭باید برم بشینم از اول بخونمش ممنون عاطفه جان 💜🌟💜🌟 امیدوارم رمان بعدیت درباره ی الینارز و دانیال باشه بی صبرانه منتظرم 💜🌟💜🌟
۲ سال پیشA-a
3عاطفه جون عالی وزیبا وعاشقانه بود خسته نباشید قلمتون پر تکرار👏👏👏👏🙏🌸🌸🌸🌸
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
0عالی بود چون من با سرعت خیلی کمی رمان رو میخوندم تموم کردنش کمی طول کشید برای همین بهشون عادت کرده بودم عاشق اعتقادات شخصیت های این رمان بودم خیلی خوبه ک اینقدر عاشقانه پای اعتقاداتشون بودن ممنون برای این رمان زیبا البته همه ی رمانات عالی هستن منتظر رمان های بعدیت میمونم. یا علی